عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
464
منازل السائرين ( فارسى )
عقلى نيست ؛ بلكه ادراك بالحق تعالى است و ادراك مردم با عقل است و به همين دليل تناقض بين عقل و شهود حاصل مىشود و اهل عقول را به انكار اهل شهود مىكشاند . اينجاست كه حق تعالى بر عارف واجب كرده است كه اسرارش را حفظ كند ، و اين يافته كه همراه و مصاحب مشاهدات براى هميشه تنها مىماند . هركه را سرّى ز حق آموختند * مهر كردند و دهانش دوختند همچنين ، موجوديت دريافتهاى عارف ، آنچه را كه علم ظاهر حمل مىكند يا به وجد ظاهر مىشود يا د رسم و صور خلقى تجسم مىيابد ، با آنچه كه با اشارت بدون عبارت قيام مىكند و بالأخره در مرتبهء پنجم آنچه به اسم غريب ظاهر مىشود . در همهء اين مراحل پنجگانه ، شهود عارف ، غريب است ، چرا كه عرفا موجوديت اشياء يا قيام اشياء را به حق تعالى مشاهده مىكنند : و العارفون يشهدون قيام الاشياء كلها بالله تعالى . پس عارف غريب است و اين غربت اين گونه نيست كه انسانى بين ابناى جنس خود غريب باشد ، بلكه اين غربت معرفت و مقام عارف است . پس عارف غريب در غربت و غربت اندر غربت است ، هم اهل دنيا او را نمىشناسند و هم طلّاب آخرت . پس هم در دنيا غريب است و هم در آخرت .